دیجی ویت
سئو داخلی (On-page SEO) چیست و چگونه کار میکند ؟ معرفی تکنیک‌هایی عملی برای استفاده از سئو داخلی
سئوی داخلی (On-page SEO) چیست ؟

سئو داخلی (On-page SEO) چیست و چگونه کار میکند ؟ معرفی تکنیک‌هایی عملی برای استفاده از سئو داخلی

هر جا که بحث از سئو و مخصوصا، سئوی داخلی شده است، احتمال زیاد انقدر اصطلاح‌های گنگی مثل "چگالی کلمات کلیدی" یا "توضیحات متا" شنیده‌اید که تا آخر عمرتان برایتان بس است! اگر به دنبال توضیح مناسبی از سئوی داخلی (همان On-page SEO) و نیز تکنیک‌هایی عملی برای استفاده از سئو داخلی در وبسایت هستید، مقاله خوبی را انتخاب کرده‌اید!

سئوی داخلی (On Page SEO) چگونه کار می‌کند؟

به احتمال زیاد تا الان متوجه شده‌اید که تقریبا تمامی کاربران دنیا از طریق کلمات کلیدی، جست و جوی خودشان را انجام می‌دهند. حالا باید بدانید که چگونه از این مورد استفاده کنید تا بتوانید کاربران بیشتری را بین رقیب‌هایتان به وبسایت خودتان هدایت کنید! جواب را ما به شما می‌دهیم: سئوی داخلی! بله به این سادگی! خیلی ساده بخواهم برایتان بگویم، سئوی داخلی به این معنی است که شما وبسایت و محتوای وبسایت خودتان را به نوعی آماده می‌کنید که کاربر در کوتاه‌ترین زمان به جواب خودش برسد. البته این فقط یک تعریف کلی از سئوی on-page است و اگر به خواندن ادامه بدهید، با تکنیک‌هایی عملی برای پیاده‌سازی سئوی داخلی یاد خواهید گرفت. پیشنهاد میکنم سری به مقاله " سئو خارجی چیست ؟ " بزنید.

تکنیک‌های عملی سئوی داخلی

همانطور که به شما قول دادیم، در این قسمت می‌خواهیم ببینم که چگونه به صورت عملی سئوی داخلی (on-page SEO) انجام بدهیم. خودتان هم خواهید دید که این کار بسیار ساده است و فقط کافی است که نکات گفته شده در این قسمت را رعایت کنید! پس بیایید شروع کنیم:

از کلمات کلیدی‌تان درست استفاده کنید!

احتمالا هزاران بار شنیده‌اید که اساس سئو ، کلمات کلیدی است. درست، ولی یعنی چه؟ چگونه از کلمات کلیدی استفاده کنیم که سئوی ما بهتر بشود؟ نکته همین جاست! داشتن کلمات کلیدی برای بهبود سئو و مخصوصا، سئوی on-page کافی نیست، بلکه باید بتوانید از این کلمات به درستی استفاده کنید!

  • بعد از اینکه کلمات کلیدی خودتان را تحقیق کردید، آن ها را بر اساس موضوع و محتوایشان دسته بندی کنید! این کاری است که تقریبا هیچ کس انجام نمی‌دهد و اتفاقا این یکی از راه های استفاده بهینه از کلمات کلیدی است! اگر از این روش استفاده کنید، در حین تنظیم کلمات کلیدی، به راحتی یک گروه را استفاده می‌کنید که موضوع مشابهی دارند و به راحتی می‌توانند نظر کاربر را به خودشان جلب کنند!
  • برای اینکه بتوانید محتوای بهینه‌تری برای مخاطبانتان تولید کنید، بهتر است که کلمات کلیدی خودتان را در گوگل جست و جو کرده و در وبسایت‌های مختلفی، در مورد آن بخوانید. آیا می‌دانید این کار چه سودی برای شما دارد؟ اگر این کار را انجام بدهید، راه‌های مختلف ارائه یک مطلب را خواهید دید، اینکه یک سایت این مطلب را در 10 پاراگراف توضیح داده است و دیگری در 8 پاراگراف، یا فلان وبسایت از ویدئو هم استفاده کرده است با اینکه این یکی وبسایت از اینفوگرافیک استفاده کرده است. حالا می‌توانید ببینید که هر کدام از این وبسایت ها با این تکنیک‌ها، در چه رتبه‌ای از گوگل قرار دارند. خب دیگر کافی است این داده‌ها را کنار هم بگذارید تا بهترین فرمت و شکل را برای محتوای خودتان انتخاب کنید.

سئو داخلی (On-page SEO)

تکنیک‌هایی که در سئوی داخلی (On Page SEO) نباید استفاده کنیم!

متاسفانه این روزها محتوای گنگ و حتی نادرست در مورد سئو و سئوی داخلی آنقدر زیاد شده است که بهتر است به جای اینکه بدانیم چه کارهایی را باید انجام بدهیم، بدانیم که چه کارهایی را نباید انجام بدهیم! بنابراین در این قسمت مورادی را برای شما فهرست کرده‌ایم که هیچ وقت نباید در سئوی داخلی‌تان انجام بدهید!

محتوای ضعیف تولید نکنید!

آیا اصلا می‌دانید به چه نوع محتوایی، محتوای ضعیف (thin content) می‌گوییم؟ بهتر است این مورد را اول با یک مثال بخوانیم تا راحت تر متوجه بشوید.

فرض کنید شما یک وبسایت فروش لوازم جانبی دارید. در این وبسایت برای هر محصول، یک صفحه جداگانه ایجاد کرده‌اید که دارای توضیحات و مشخصات آن محصول است. حالا فرض کنید برای محصول کوله ‌پشتی، صفحه‌های جداگانه‌ای درست کرده‌اید. تا اینجا که همه چیز خوب به نظر می‌رسد! اما مشکل از زمانی به وجود می‌آید که مثلا برای سایزهای مختلف یک کوله، صفحات جداگانه درست می‌کنید! یعنی به عبارت دیگر تنها محتوای منحصر بفرد و غیرتکراری که وجود دارد، اندازه کوله است. در دنیای محتوا، به چنین مطلبی "محتوای ضعیف" می‌گوییم.

حالا به نظر شما محتوای ضعیف چگونه می‌تواند سئوی داخلی شما را ضعیف‌تر بکند؟ خب یادتان است که گفتیم هدف اصلی سئوی داخلی این است که کاربر هر چه سریعتر به جواب سوالش برسد. درست؟ دلیلش دقیقا همین است. محتوای ضعیف همیشه کاربر را از هدف  جواب اصلی دور می‌کند. مثلا اگر عبارت "کوله پشتی سایز بزرگ" شما در گوگل بالاتر باشد و یک کاربر عبارت "کوله پشتی سایز متوسط" را جست و جو کند، قطعا با این صفحه شما به جواب خودش نخواهد رسید!

حالا بهتر است این را هم بدانید که گوگل هم مثل ما روزی به فکر افتاده و بالاخره تصمیم گرفته است که در این مورد کاری بکند! سال 2011 بود که بالاخره گوگل یک جنگ علنی علیه محتوای ضعیف شروع کرد (!) و تصمیم گرفت که جای آن‌ها را به محتوای با کیفیت تر و مفیدتر بدهد. مامور انجام این کار هم الگوریتم جدیدی به اسم الگوریتم پاندا بود! در کل هدف الگوریتم پاندای گوگل این بود که به جای اینکه هر کلمه کلیدی بصورت جداگانه برای خودش صفحه و محتوای ضعیف داشته باشد، همه این ها در یک صفحه با محتوایی قوی و مفید آورده شوند.

از محتوای تکراری بپرهیزید!

خب همانطور که از اسمش پیداست، محتوای تکراری یا همان duplicate content محتوایی است از یک منبع دیگر گرفته و استفاده شده است. حالا ممکن است که همه یا بخشی از این مطلب، کپی شده باشد، ولی در هر حال محتوای تکراری حساب می‌شود. خیلی صادقانه بخواهم بگویم، این یکی از گناهان کبیره در دنیای محتوا و سئوی داخلی است! می‌دانید چرا محتوای تکراری این همه می‌تواند تاثیر بدی روی سئوی داخلی شما داشته باشد؟ چون هم به سایت شما آسیب می‌رساند، هم به منبعی که از آن استفاده کرده اید و نیز به کاربری که محتوای شما را استفاده می‌کند!

ممکن است که شما مطلبی را در وبسایت خودتان منتشر کرده اید و وبسایتی دیگر، محتوای شما را کپی کرده است. حالا اگر این وبسایت رتبه اش در گوگل نزدیک شما باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟ کاربر در دو سایت مختلف، یک محتوا را خواهید دید. حالا درست است که منبع اصلی محتوا شما هستید، اما کاربران که این را نمی‌دانند! پس بلافاصله ارزش وبسایت شما و آن وبسایت دیگر در چشم کاربر کم خواهد شد و احتمال این که دوباره به وبسایت شما بازگردد خیلی کمتر است!

جالب این است که بازهم گوگل در این زمینه بیکار ننشسته و کار خودش را کرده است! می‌پرسید چه کار؟ گوگل برای اینکه بتواند محتوای منحصر بفرد را از محتوای کپی شده تشخیص بدهد، برای هرکدام از آن ها یک نشانه تعریف میکند (به این نشانه وب تگ یا همان web tag) می‌گوییم. حالا اگر وبسایت دیگری این محتوا را کپی کند، این وب تگ را نخواهد داشت و گوگل سریع تشخیص خواهد داد که این مطلب کپی شده است. قسمت لذت بخشش این است که این نوع وبسایت ها و صفحات سریعا جریمه می‌شوند و حتی در برخی موارد، از فهرست نتایج حذف می‌شوند!

حالا خودتان دیدید که محتوای تکراری چقدر می‌تواند سئوی سایت شما را تحت تاثیر قرار بدهد؟ دقت داشته باشید که حتی اگر مطلبی را وبسایت دیگر برداشته و کمی در آن تغییرات ایجاد کنید، باز هم محتوای تکراری تولید کرده‌اید چراکه عملا هیچ نکته و وجهه جدیدی به این محتوا اضافه نکرده‌اید!

از تکرار بیش از اندازه کلمات کلیدی دوری کنید!

به احتمال قوی تا حالا اصطلاح "تکرار بیش از اندازه کلمات کلیدی" به گوشتان نخورده است، نه؟ می‌توانید حدس بزنید که منظورم از تکرار بیش از اندازه کلمات کلیدی چیست؟ بگذارید یک مثال برایتان بگویم! تا حالا شده که کسی به شما بگوید "در این محتوا باید "فلان" کلمه کلیدی را "اینقدر" بیاوری؟" اگر این جمله را شنیده باشید، پس با تکرار بیش از اندازه کلمات کلیدی آشنا هستید! اصلا بگذارید همینجا خیلی ساده بگویم که اینکه فکر کنید که استفاده کردن از یک کلمه کلیدی تا یک عدد مشخصی در یک متن، باعث می‌شود که رتبه بهتری در آن محتوا داشته باشید، تفکر اشتباهی است!

خب پس چطور است که می‌گوییم چگالی کلمات کلیدی برای گوگل مهم است؟ بله درست است، اینکه شما در یک محتوای چند هزار کلمه‌ای، چند بار از کلمه یا کلمات کلیدی خودتان استفاده می‌کنید، برای گوگل مهم است. اما باید به این هم توجه داشت که این مورد تنها معیار ارزیابی گوگل برای محتوای خوب نیست! حتی معیارهای مهم‌تری هم وجود دارند. مثلا اینکه چقدر محتوای شما برای کاربر مفید بوده که باعث شده او بیشتر در وبسایت شما زمان بگذراند یا مطلب شما را لایک کند و یا حتی برای شما کامنت (نظر) بگذارد!

لینک‌های داخلی خودتان را منطقی انتخاب کنید!

فرض کنید که شما محتوایی در مورد سئو در وبسایت خودتان تولید می‌کنید و در جایی از این نوشته، حرفی از سئوی کلاه سیاه پیش می‌آید. شما هم قبلا مقاله‌ای در مورد سئوی کلاه سیاه منتشر کرده‌اید. چکار می‌کنید؟ به جای این که کل مطلب را دوباره بنویسید، یک لینک به صفحه مقاله سئو کلاه سیاه می‌دهید و ادامه محتوا را تولید می‌کنید. اگر این کار را کرده باشید در حقیقت یک لینک داخلی ایجاد کرده اید: در صفحه‌ای از وبسایت خودتان، به صفحه‌ای دیگر لینک داده‌اید.

خب حالا این کار چه ربطی به سئوی داخلی دارد؟ از نظر گوگل تقریبا هیچ محدودیتی برای تعداد لینک‌های داخلی موجود در یک محتوا یا متن وجود ندارد ولی قضیه به این راحتی تمام نمی‌شود! اتفاقی که می‌افتد این است که زمانی که شما از یک صفحه به صفحه دیگر لینک میدهید، در حقیقت بخشی از اعتبار آن را هم به همان صفحه میدهید. یعنی چه؟ یعنی از نظر شما این صفحه آنقدر مفید (و مرتبط) است که شما حاضرید اسمی از آن ببرید.

اینجا هم مشکل از زمانی آغاز می‌شود که لینک شما محتوای چندان مرتبط یا مفیدی نداشته باشد! حتی اگر مقاله اصلی شما بسیار قوی و اصولی و در عین حال مفید باشد، ولی لینک‌ها آن هم از نظر گوگل و هم از نظر کاربران، چندان مفید نباشند، این کار روی سئوی شما هم تاثیر بدی خواهد داشت! یعنی حتی ممکن است تا حدی ارزش محتوای شما را پایین بیاورد که هیچ وقت به رتبه خوبی در گوگل نرسید!

همه این‌ها را خیلی خلاصه بخواهم برایتان مرور کنم، با اینکه تعداد لینک‌های داخلی محدودیت خاصی ندارد و همچنین هیچ ارتباط مستقیمی بین این لینک ها و درجه کیفیت سئوی داخلی سایت شما وجود ندارد، ولی باز هم کیفیت پایین لینک‌های محتوا، می‌تواند ارزش محتوای شما را هم پایین بیاورد.

ریدارکت هرچه کمتر، بهتر!

اگر شما آدرس یکی از صفحات خودتان را عوض کرده باشید، چگونه می‌توانید کاربران را همچنان به آن صفحه هدایت کنید؟ کاربران از کجا باید آدرس جدید شما را بدانند؟ این کار را ریدایرکت (redirect) برای شما انجام می‌دهد. یعنی اگر شما کاربر را از یک صفحه به صفحه دیگری ریدایرکت بکنید در حقیقت او را به آدرس جدید منتقل کرده اید. حالا این کار چه تاثیر بدی می‌تواند روی سئوی داخلی سایت شما داشته باشد؟

اگر نظر گوگل را بپرسید، به شما می‌گوید که اصلا بهتر است کلا آدرس‌تان را عوض نکنید! حالا اگر عوض کردید، سعی کنید خیلی این کار را انجام ندهید چون باعث سردرگمی کاربران می‌شود! یعنی چه که باعث سردرگمی کاربران می‌شود؟ بعضی وقت ها اگر ریدایرکت به درستی انجام نشود، کاربر بین دو صفحه می‌ماند و در نهایت به جواب خودش نمی‌رسد. (میتوانید برای آشنایی بیشتر با انواع ریدایرکت ها و کاربرد آن در سئو به مقاله "  معرفی انواع ریدایرکت‌ها و تاثیر آن‌ها بر سئو " مراجعه کنید.)

البته بعضی وقت‌ها حتی ریدایرکت به درستی انجام می‌شود ولی بازهم به رضایت کاربر نمی‌انجامد. میدانید چرا؟ چون سرعت ریدایرکت پایین است و زمانی که طول میکشد کاربر از این صفحه به صفحه دیگر برسد، باعث نارضایتی و ترک صفحه می‌شود. همین که گوگل تشخیص می‌دهد که صفحه شما برای کاربر مفید نبوده و باعث شده او صفحه شما را سریع ترک کند، باعث تخریب سئو و رتبه شما می‌شود. لازم است بگویم که گوگل مشخص کرده است تعداد سه الی پنج ریدایرکت دیگر باید سقف تعداد ریدایرکت شما باشد.

خب، پس...؟

از مطالبی که با هم مرور کردیم چه نتیجه‌ای می‌گیرید؟ یادتان باشد من همان اول هم گفتم! سئوی داخلی بیشتر از اینکه باید باشد، نباید است! یعنی اینکه کار یا تکنیک چندان خاص و تخصصی ندارد بلکه کمی ریزه‌کاری و دقت می‌خواهد! این را هم بهتر است بدانید که سئوی داخلی اصولی کمی زمانبر است اما در نهایت نتیجه‌ای طولانی مدت و پایدار به شما می‌دهد و خطر هیچ اسپم یا جریمه‌ای شما را تهدید نمی‌کند!

توجه داشته باشید که نظر شما پس از تایید مدیر در سایت نمایش داده خواهد شد.
مارال امیری
4 روز پیش
کاش یه برنامه بود که تعداد مناسب کلمات کلیدی رو تخمین میزد نداریم همچین چیزی؟
لاله عبدی
4 روز پیش
فرض کنید که شما میخواین یک کلمه که معنی مشخصی داره ترجمه کنید و ممکنه این کاررو سایتای زیادی انجام بدن در این صورت همهی محتوا ها به نظر کپی میان تکلیف چی میشه؟
رامین امیری
5 روز پیش
سئو On-page یا سئو off--page مسئله این است!!!
شاهین مرادی
5 روز پیش
عالی همین فرمون برین ما میتونیم خودمون خدمات سئومونو انجام بدیم
کیان نوری
5 روز پیش
کاملا مشخص که سایتتون حرفه ای هست و سئو شده مقالات حرفه ای و جدید سرعت بالا..... کار باید اینجوری باشه لذت بردم
بهنام
5 روز پیش
افراط و تفریط تو هیچیز خوب نیست حتی سئو عالی موفق باشید
زهرا
5 روز پیش
آفرین دیجی ویت.مثل همیشه درست و به درد بخور!
مرتضی
5 روز پیش
کدوم از این تکنیک ها مهم ترن و تاثیرگذاریشون بیشتره؟
کریم باقری
5 روز پیش
با سلام و عرض ادب کیف کردم اومدم این وب سایت رو خوندم خیلی محتواش با کیفیت بود درود بهتووون یه سوااال؟؟؟؟ من از اشعار شعرا میتونم تو وبسایتم استفاده کنم؟؟ یا گوگل شکارم میکنه؟